رفتن به محتوا

۵۳۷ روز با کرونا


مرداد ۱۷, ۱۴۰۰ اجتماعی

به گزارش رمز پرس به نقل از مژگان زینلی‌پور داستان پاندمی مرگ که به گوشه گوشه جهان سرک کشید و آدم‌هایی را در خود سوزاند، یک روز هم از یک جایی از ایران شروع شد. ۳۰ بهمن ۱۳۹۸. روز آغاز آشوب و معلوم نیست چه روزی و چه ساعتی آن معجزه‌ای که همه در انتظارش هستیم، اتفاق بیفتد. معلوم نیست آیا آن روز را خواهیم دید، آیا خاطرات دوران قبل از کرونا را دوباره زندگی خواهیم کرد، آیا دوباره بلند خواهیم شد؟…
۵۳۷ روز می‌گذرد از آغاز آشوب، آشوبی که زمین‌گیرمان کرد و سال‌ها طول می‌کشد تا دوباره بتوانیم دست روی زانوهایمان گذاشته و کمر راست کنیم. سال‌ها طول می‌کشد که سوز این داغ‌ها، اندکی فرو نشیند. داغ کسانیکه در بُهت رفتند و مردمانی که در ناباوری به سوگ نشستند.هنوز هم هرچه بیشتر می‌گذرد، کرونا وحشی‌تر شده و بیشتر جان می‌گیرد. به صغیر و کبیر رحم نمی‌کند، مانند طوفان، بی هیچ ترحمی در خانه‌ها را می‌کوبد و عزیزانی را با خود به سوی نیستی می‌کشاند. بزرگ و کوچک، پیر و جوان. حالا همه در خطرند.

با خودمان می‌گفتیم آخر مگر می‌شود در قرن ۲۱، با اینهمه پیشرفت‌های شگرف علم و دانش ویروسی در برابر انسان به جنگ برخیزد و زمین‌گیرمان کند. باورش سخت بود، اما حقیقت داشت. حقیقتی تلخ که به صورت ما خبرنگاران هم سیلی زد، با خبرهای ناگوارش، با قربانیانش، با خانواده‌هایی که عزادار کرد.

روزهای اولی که کرونا مهمان شوم کشورمان شد، فکرش را هم نمی‌کردیم، قرار باشد روزها و ماه‌ها و سال‌ها را با نامش بگذرانیم، تیتر خبرهایمان بوی گس مرگ بگیرد، روایت‌گر عاشقانه‌هایی باشیم اما در بیمارستان‌ها، نزد پزشکان و پرستارانی که دیگر جان ندارند، آن هم با پایانی سرد و تلخ که گاهی قلم از دستمان می انداخت تا در سوگ این دردها شاید اشک‌هایمان چاره شود.

روزگاری فکر می‌کردیم، قلم‌مان امید مردم‌ خواهد شد، از بیماری، رنج و درد نجات‌شان می‌دهد و آگاه‌شان می‌کند. می‌خواستیم به عنوان خبرنگار سلامت کاری کنیم که مردم حقوق‌شان را در بالین بیماری و روی تخت بیمارستان بدانند و “سلامت” چاره جان‌های بیمار شود، اما حالا در این روزگار کرونا زده، پر شده‌ایم از ناامیدی به وسعت مرگ هموطنان‌مان. خسته‌ایم، دست‌هایمان نای نوشتن ندارد، اما باز هم خودمان را می‌کشیم، ادامه می‌دهیم، شاید خطی از ما به جای بماند و انسانی را از هیولای کرونا نجات دهد.

خبرنگار سلامت باید تاب بیاورد، برود وسط میدان، رنج آدم‌های این روزگار کرونازده را از نزدیک ببیند، لمس کند تا بتواند این «از دست دادن» ‌ها را ملموس کند برای کسانی که نمی‌دانند وضعیت تا چه حد خطرناک است.

۵۳۷ روز است که هر روز آمار مرگ مخابره می‌کنیم، آن هم بی هیچ چشمداشتی. نه بیمه‌های نیم‌بند راه‌مان را سد کرد و نه حقوق ناچیزی که در این آشفته بازار کفاف نیمه ماه را هم نمی‌دهد، نه چشم به راه صله بودیم و نه در انتظار تشویق. تنها عشق بود و غیرت که استوار نگهمان داشت. خواستیم آنقدر تکرار کنیم تا شاید مردم بخوانند و بدانند، تا شاید سد راه مرگ شویم و نجات‌بخش باشیم. خیلی‌هایمان از همان روزهای اول در خط مقدم بیماری عکس گرفتند، نوشتند و مخابره کردند. هرچند نگرانی از خانه و خانواده‌مان و سلامت‌شان اضطرابی تمام نشدنی به جان‌مان می‌انداخت که هنوز هم ادامه دارد، اما باز هم پیش رفتیم و همچنان پیش می‌رویم تا آنجا که نفس یاری کند.

حالا هر روز ما خبرنگاران، به خصوص خبرنگاران حوزه سلامت، مساوی شده با مخابره خبرهایی تلخ از نبودن ظرفیت بستری، پر بودن تخت‌های بیمارستانی و آی‌سی‌یوها، خستگی کادر بهداشت و درمان و خبر مرگ و مرگ و مرگ… مرگ‌هایی که گویا نمی‌خواهند تمام شوند، اما باز هم بر عهدمان می‌ایستیم، باز هم بی هیچ چشمداشتی و تنها برای سلامت مردمان‌مان.

همه ما خبرنگاران سلامت، ۵۳۷ روز است که تنها یک آرزو داریم. عکس بگیریم، بنویسیم و مخابره کنیم: “کرونا تمام شد” و انتهای پیام.
انتهای پیام

پاسخ دهید

ایمیل شما منتشر نمی شود.فیلدهای ضروری علامت زده شده اند *

*

قبل
بعد